تبليغاتX
Dispersed Notes(persian)

یادداشت های پراکنده

۱. این روزها ترجمه ی متونِ بیگانه خِفت مان کرده؛ به شدت! درگیریم در تبدیل مفهوم و نیز تعمق و تاملی از جهت ارائه ی مفهوم در قالبی سلیس برای مخاطب فارسی زبان! هرچند تلاشی است مذبوحانه برای غیرمترجم جماعت! تبدیل فرمِ یک مفهوم، از شکلی به شکلی و از فرمی به فرمی، بگونه ای که خدشه ای بر مفهوم نزند، همیشه از غامض ترین مسائل بشری بوده و نیز هست. به نظرم زبان یکی از آن مرزهایی است که بر سرشت واحد بشر تحمیل شده! و بالتبع چندان دور از انتظار نخواهد بود شقه شقه شدن مفاهیمی که در سرشت واحد ریشه دارند، در قالبهای متفاوت! بگذریم...

۲. چندی پیش بگونه ای کاملا اتفاقی و تصادفی، توفیق هم کلامی با یکی از عزیزان وابسته به سپاه بدر عراق را یافتیم؛ طبعاً گل انداختن صحبت تا اذان صبح، کوچک ترین نتیجه ی چنین جلسات گپ و گفت شبانه است! عُلقه ی سوپر عاطفیِ این جماعت به امام و سید - بقول خودشان سید و به قول ما مقام معظم رهبری!- هر بنی بشری ولو آنتی سانتی مانتالیسم گرایان افراطی را هم به یاد بچه های باصفای حزب الله می اندازد. "حسین" نام بود و اهل ناصریه و سیگار ایضاً.    

صورتش را از بیخ تراشیده بود ولی رو به ما می گفت:« دوستشان دارم اینهایی را که ...» دستش را گذاشت روی صورتش و تا چانه اش کشید؛ یعنی اینهایی که ریش دارند، نمی دانست فارسی اش چه می شود؟! همان مسئله ی غامض بشری برای خلق معنا! به زحمت بر زبان می راند واژه های فارسی را؛ با لهجه ی غلیظ عربی البته. می گفت:«ما هم جنگیدیم، ما هم شهید دادیم؛ اما نه برای شما؛ نه برای ایران؛ فقط برای امام!» آن آخرها یک چیز دیگر هم گفت:«هر وقت دلم می گیرد می آیم ایران! اینجا این شکلی می شوند(اخمهایش را درهم کشید که یعنی بدشان می آید) وقتی می فهمند عراقی هستم ولی من ایران را دوست دارم، خیلی بیشتر از عراق، اینجا هیچکس غریبه نیست!»

۳. گفتمان ملی گرایی و هویت ملی، گفتمانی است که بیش از آنکه محصول تاملات نظری و اندیشده شده باشد، محصول تحولات تاریخی است[...]تحت تاثیر این وضعیت خاص است که ما در زمینه ی معیارهای تعیین کننده ی هویت ملی و ملیت با تنوع و چندگونگی روبرو هستیم[...]اما از آنجایی که ادغام این معیارها در درون این گفتمان بر پایه ی فکر فلسفی و تامل نظری انجام نگرفته، حاصل آن وارد کردن ناسازگاری غیرقابل علاج در درون گفتمان بوده است. از اینجاست که گفتمان با معضلات فراوان روبرو می شود و تا پایان حل ناشده باقی می ماند و همچنان نیز حل ناشدنی است.۱

۱. حسین کچویان، «تطورات گفتمانهای هویتی در ایران؛ ایرانی در کشاکش تجدد و مابعد تجدد»، تهران: نشر نی، ۱۳۸۷، چاپ سوم، صص ۴۳-۴۲

+     محمد صادق علیزاده  | 

۱. این روزها له شدن را با تمام وجود حس می کنم! مجبوری به تحمل وقتی فشار حدی برای خود قائل نیست!

۲. منقضی شد رویه سابق! حرفیه؟!

+     محمد صادق علیزاده  |